بهار لاله روی من

پیراهن بنفشه بویت را

حوالی دل آرزومندم بـِوزان

و دستان اعجازت را

تا پیشانی تبدارم امتداد ده

چشمان سرمازده ام را

به درخش جانبخش نگاهت،

دریا کن

تا تمام استعداد شکفتنم

سر از سنگ خاموشی بردارد

بروید

و بر بلند ِ بالایت ببالد

فرشته ی آفتاب قد ِ من

فروغی بفرست

که اسیر سر ِ سیاه زمستانم

و غنچه ی قلبم

جز به نسیم محبت تو

لب از سکوت برنمیدارد