ملول

از خودم ملولم و انسانم آرزوست...

شب

چرا دیوارها شب قد می کشند

و واژه ها شب از ذهن شاعر پر میکشند

و چرا شب تکرار در تکرار

 بستر التماسهای شاعر را

به هجوم آتش یاس مباح میکند

شبها

آینه می بارد

و روح من گم می شود

در میان "من" های گردن کج کرده ای

که خویش را می جویند

و این جستن چون شمعی خسته

سحرگاه می میرد

و شب دیگر از نو متولد میشود

و من

کاش میدانستم کی

شمعهای این سناریوی سوخته تمام می شوند...

خداحافظ رفیق

دیشب بطور اتفاقی جذب فیلم "خداحافظ رفیق" شدم. قسمت اولشو میگم. خیلی قشنگ بود. خیلی.

شب بارون زده ارواح شاد شهدا با اون چهره های زیبا و نورانی...

اونجا که رفیق جامونده "مسلم"  از کاروان شهدا رو که بالهای روحشو زیر بارون باز کرده بود بعد از تمنای

 بسیار و بعد از تسلیم در مقابل قضا و قدر الهی *

پذیرفته شد و دست دوست شهیدش به سمتش امد برای رفتن به سمت نور.

 حتی اونجا که اون آدم گناهکار روحش روی سقف ماشین به بالا شعله کشید.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*:

مسلم دلش رو تو مشت حسین گذاشت و رفت کوفه . دیگه دلی نداشت که تو غربت کوفه بمیره یا تنگ بشه . اگر مسلمی  چرا تسلیم نیستی"

 

برای خدا

کاش اینهایی که به تعبیر "آقا"  زیر "دستکشهای مخملین دستهای چدنیشان" را بکار انداختند تا آرمان شهدا را منحرف و محدود کنند این وصیت نامه ها را میخوانند و شرم میکردند.

بله! عزت وطن ما به داشتن حکومت الهی ست. نه بخاطر کوروش و داریوش و پاسارگادش. نیازی به توضیح در مورد فرهنگ و ادب و علم و دانشمندان بزرگمون نیست که البته اونها افتخارات تاریخی ما هستند. کسی که قصد داشته باشد حرفی را بفهمد میفهمد.

من براي خاك نمي‌جنگم چون عاقبت خاك مرا مي‌بلعد من براي آب نمي‌جنگم چون هميشه آب از آسمان مي‌بارد. من براي آن مي‌جنگم كه پيامبر در احد جنگيد.

فرازی از وصیت‌نامه شهید سيامك جعفرزاده جهرمي

تنهایی مرا روشن کن

تنهایی ام

در انتهای شب است

پشت پرچین پاییز

در آن خلوت ترین گوشه ی بی ستارگی

ای شهابها شباویز چشمانت

بیا تا به زیر آفتاب تبسمت

بشکفد بیشه ی تنهایی ام

وای بر هتاکین

سگ سیرتان سیاه صورت را چه شده است

که دامان بلند ماه را دندان می کشند

و عوعوی پلشتی شان

سکوت مقدس منزلهای مهتاب را

خدشه می دهد

خیال مکدرتان را دریابید

که سایه سوی سیاه دل ترین باتلاقه ها کشیده است

و آهنگ واژگون بودنتان را

با سعیر دوزخ جاودانه هم صدا کرده است

مگر مردار؛ دامان دریا را بیالاید

که ماه  ِ ما اندکی روشنا کم کند

و به قدر مژه بر هم زدنی سر در گریبان شب بگیرد

ای سرهاتان گویهای آتشین چوگان شیطان

حرامزادگان رجیم عدم

پنجه های تا مرفق در نجاستتان هرگز

به سایه ی بلند-آسمان  ِ ما نمی رسد

حتی اگر از اجساد ناپاک همکیشانتان

از ازل تا به ابد

نردبان سازید

و تمام مکرتان را بکار گیرید

 

هان ای تیره روزان ابله عجوز

بس است

بساط مار و مورتان را جمع کنید و بگریزید

دنیا معجزه ی موسی را باور کرده است

بادهای دیوانه

دامان نیلوفرینت را

در عروج نسیمهای الهی رها کن

تا رشته ای  به دست من گیرد

و رهایم کند از این

اندوه نامکشوف

...

رهای من

در کسوت مشکین خویشت

پای بر پرهای نثار شده بر خاکم میگذاری

بی آنکه درنگی کنی

بر بغضهای پرواز نشده ام

...

دلم مجال آشوبی غریبست

و تو

راه گم کرده ای از پرستاری من

و پیشانی سر بمهرم...

مرا تو نگشودی

زین پس من و بادهای دیوانه ی خاک آلود

و غروب خون بر لبی که ماه بر دامانم افتاد

و در دریای دامانم گم شد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.. .  .   .    .     .      .       .

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

صبح سفارت سوییس بودیم. حافظ منافع آمریکا در ایران. یه تجمع برای فریاد اعتراض به آمریکا و نوچه هاش. چرا؟ چون این بارم به خودشون جرات داده بودن قلب مقدسات عالم رو هدف افکار کثیفشون قرار بدن و به حضرت محمد مصطفی ص توهین کنن. بقول یکی از سخنرانا مثه سگهای هار به دامان رسول الله صلی الله علیه و آله حمله ور شده بودن.با ساختن یه فیلم موهن توسط یه کارگردان صهیونیست.

آنان ميخواهند نور خدا را با دهانهای خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را كامل مي كند هرچند كافران خوش نداشته باشند

تو پست قبل یه لینکی رو گذاشتم که از سایتش میتونین سخنرانی های دکتر رائفی رو دانلود کنین. اتفاقا ایشون هم اونجا بودن و سخنرانی کردن.

بعدم نماز ظهر و دعای وحدت.

فردا بعد از نماز جمعه هم راهپیماییه .حتما شرکت کنین.

این بارم حزب الله بود که از کیان دین و مقدساتش دفاع میکرد. همه اون جناح بازای حراف و بی تفاوتای بظاهر مسلمون اون موقع تو خواب ناز بسر می بردن.

در نتیجه: ماشااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالله حزب الله

مواظب شنیده هاتون باشین-صد در صد تایید نمیکنم

به این لینک حتما سر بزنین با عجایبی مواجه خواهید شد:

http://www.saaer.org/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af/23-%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7-reverse-of-23-songs.html

قضیه بطور مختصر ازین قراره که یه سری آهنگهای معروف رو با نرم افزاری برگردون کردن کلمات و هذیانات شیطانی شده. نویسنده ی سایت مینویسد که بازهم دست فراماسونها و شیطان پرستان تو کاره.

یه عده میگفتن ما تا آهنگو برنگردونیم که این پیامهای شیطانی به مغزمون وارد نمیشه. پاسخ داده بود که مغز انسان بسیار فراتر از قویترین پردازنده هاست بطوریکه اگر برای مغز انسان میخواست سخت افزاری درنظر گرفته بشه میشد یه ساختمون هفتاد متری یا طبقه ای(تازه با درنظر گرفتن توانایی جا دادن حجم بزرگی از داده ها در ریزتراشه ها)

در هر صورت با گوش دادن این آهنگها پیام به مغز منتقل میشه و میشه آنچه که هدف دشمناس

مثلا گاهی دیدین از خواب بیدار میشین و یه سری کلمات بی معنی تو ذهنتون هست. چه بسا اون کلمات حاصل هزار جور تجزیه و تحلیل مستقیم و غیر مستقیم دریافتهای روزانمون باشه.یعنی میخوام بگم مغز خیلی کارها رو تو ناخوداگاه ما انجام میده که ما متوجه نیستیم.

یه نفر تو بخش نظرات نوشته بود بازی رو طراحی کردن که موقع باخت فشار زیادی به مغز وارد میکنه و آهنگی هم وزن صلوات نواخته میشه که بصورت شرطی انسان از شنیدن صلوات  نعوذ بالله مشمئز بشه.

لعنت بهشون که کارشونو خوب بلدن

پی نوشت:البته شاید حتی خود خواننده ازین مورد بی اطلاع بوده باشه

 

تاسف

واقعا متاسفم برای همه اونایی که درد رونمیدونن و نسخه می پیچن.با سرچ ترنسشکوال رفته بودم یه سایت پاسخگویی مثلا دینی! میگم مثلا چون ادم دیندار حرفاش از رو حساب و کتابه. یه دختری مراجعه کرده بود که من همچین دوستی دارم و راهنمایی خواسته بود. پاسخگو چنان برخورد کرده بود که انگار داره راجع به یه آدم دیوانه و کثیف صحبت میکنه. کارشناس نیستم که راجع به محتوای صحبتاش چیزی بگم. اما بدتر اون دختر رو ترسونده بود. خودشو جای اون ترنس نذاشته بود که ناخواسته دچار چه آسیبهایی شده. و این بریدن ناگهانی چقدر میتونه برای هردوشون مخصوصا اون دوست ترنس بد و وحشتناک باشه.اونم تو اون برهوت ناسازگاری که تنها کسش این خانم بوده. و چه بسا تو اون بحران دست به کاری بزنه که خسر الدنیا و الاخره بشه. فقط با بمبارون شخصیتی اون فرد رو محکوم کرده بود.علاوه بر اون سوال کننده رو به انحراف جنسی متهم کرده بود . وقتی که میدونیم اون خانم کنار اون دوست ترنس احساسی رو داره که به یه پسر داره. پس هیچ انحراف و اختلال جنسی یا هویتی برای ایشون در کار نیست. البته از نظر منم کارش اصلا درست نبوده. اما همین بریدن هم باید با تاملات روانشناسانه انجام بشه.

به تنهایی می روم

آنجا اطاقکی هست بی سقف و دیوار

که بالهایم را له نمی کند...

شهادت امام صادق ع

 

شب شهادت امام صادق ع رو تسلیت میگم.

چه خوبه که اعمالی رو  برای عرض ارادت به  ایشون انجام بدیم.

 چند آیه قرآن از حفظ یا صد تا صلوات

یه نماز دو رکعتی و دعا برای فرج ...

و اما کلام صادق ع:

کسی از شما به حقیقت ایمان نمی رسد تا اینکه بیگانه ترین مردم از خود را به خاطر ایمان داشتن به خدا

و عمل به دستوراتش دوست بدارد و نزدیک ترین مردم را به خود از نظر نسبت خانوادگی به خاطر دشمنی او

با دستورات خدا دشمن بدارد.

   تحف العقول صفحه 388

و اما مسئله ای که دامنگیر ماست مخصوصا درین عصری که همه دم از عقلانیت میزنند:

ـــــــــــــــــ

ابوبصیر گوید به امام (ع) عرض کردم مطالبی برای ما پیش می آید که حکمش را از قرآن نمی فهمیم حدیثی

 هم فعلا از شما درباره آن مطلب به ما نرسیده که در آن نظر کنیم آیا می توانیم به رای و نظر خود در آن

 مطلب اجتهاد نمائیم و عمل کنیم فرمود : نه زیرا اگر درست رفتی پاداشی نداری و اگر خطا کنی بر خدا

 دروغ بسته ای

   اصول کافی جلد 1 صفحه 76

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 اگر کسی که تیغ بر سر علی (ع) زد و او را کشت چیزی به من امانت بسپارد یا از من اندرزی بخواهد یا در

 مورد امری مشورت از من خواهد من از او بپذیرم و به صداقت با او رفتار کنم و امانتش را سالم و صحیح به

 او بازگردانم. 

    تحف العقول صفحه 394

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ای شیعیان ما ! باید سالمندان شما و خردمندانتان به نادانها و ریاست طلبان توجه کنند و آنها را به هر

 نحوی که می توانند از کارهای خلاف دور سازند و اگر چنین نکنند لعنت من به تمام شما خواهد رسید. 

اصول کافی جلد 1 صفحه 232

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 امام صادق (ع)  درباره آیه 37 سوره فاطر : (( خطاب شود به جهنمیان در دوزخ آیا به شما عمر به اندازه

 کافی ندادیم تا از آن بهره گیرید )) فرمودند : این آیه ملامت و سرزنش جوان غافلی است که به سن

 هیجده سال رسیده است واز فرصت جوانی خود برای اصلاح امور آخرتش استفاده نمیکند. 

  تفسیر برهان صفحه 882








کسی شماره ی کسی که تعبیر خواب بلده رو داره؟

کسی شماره ی کسی که تعبیر خواب بلده رو داره؟

کسی شماره ی کسی که تعبیر خواب بلده رو داره؟

کسی شماره ی کسی که تعبیر خواب بلده رو داره؟

کسی شماره ی کسی که تعبیر خواب بلده رو داره؟

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

صبح کن

مولای من

که خط خون گریه های شما

چشمان خیره سرمان را خشیت نمی بخشد

و نگاهمان را بر زمین نمی افکند

صبح کن ای شفافترین چشمه ی نور

چشمانمان کور است

که گل کرده ایم

هرچه زلال ازلی را

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی...

 

 

یکی به حالم بگرید

عزیزی از قول شهیدی گفت :
" گاهی یک نگاه حرام ،
شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد ، سال ها عقب می اندازد. چه برسد به کسی که هنوز لایق شهادت بودن را نشان نداده است . . . "یک نگاه حرام . . . سال ها عقب می اندازد . . . شهادت را

-می گوییم اللهم الرزقنا ، اما . . .
عزیزی از قول شهیدی گفت :
" گاهی نداده است . . . "یک نگاه حرام . . . سال ها عقب می اندازد . . . شهادت را

-می گوییم اللهم الرزقنا ، اما . . .
عزیزی از قول شهیدی گفت :
" گاهی یک نگاه حرام ،
شهادت را برای کسی که لیاقت شهادت دارد ، سال ها عقب می اندازد. چه برسد به کسی که هنوز لایق شهادت بودن را نشان نداده است . . . "یک نگاه حرام . . . سال ها عقب می اندازد . . . شهادت را

-می گوییم اللهم الرزقنا ، اما . . .
به نقل از:http://hasan321.blogfa.com/

تا ماه

تو وضعیت خوبی ام. آهنگ ملودیک وبلاگو گوش میدم. و نسیمی که از پنجره می وزه پیشونی خیسمو نوازش میده.خیلی خبری از بیقراری شبانه نیست. خدا رو شکر.

چقدر دوست دارم قدم بزنم تا ماه. تنهای تنها. آروم و بی اضطراب. بدون جریان فکر. تلالو دریا تو روشنایی صورتم موج بزنه. و آهنگ غریبی همراهیم کنه. تا ابدیت.تا ابدیت....

چقدر  دوست دارم برسم. بشکفم. بخندم. چقدر دوست دارم تنشهایی که مثه میخ به هزار صلیبم کشیدن نابود بشن. چقدر یه دوست خوب میخوام که از تمام ابعاد درکم کنه.فقط دوست داشتن کافی نیست.

چقدر دلم میخواد تو این تاریکی دستم به پر یه فانوس گیر کنه. اما هنوز تو منیتا موندم. خدایا ای که  خوار و ناچیزم برابر عظمت تو. اللهم انی اسئلک من عظمتک باعظمها ...

حقیر کج رفته ای رو به درگاهت بپذیر

این حقیر خیلی خواسته ها داره که فقط خودت میدونی. این کوچک بی مقدار میخواد فقط برای تو باشه اما شیطون بسته دست و پاشو. درم روش قفل کرده. ای همه کلیدها بدست توانای تو...

ای دانای تاریکترین سیاهچالها و زندانها

یا نور المستوحشین فی الظلم

ای باخبر از استخوانهایی که زیر خاک خوابیدن

ای رب رحمان و رحیم

یا من لا یشغله الحاح الملحین

اى آنکه سرگرمش نکند اصرار و سماجت اصرار کنندگان

تماشایم

 

کاش  چشمی میدادی که تنها تو را میدید

 دارد تماشایم می پوسد از اینهمه ندیدن

دارد  می میرد. .  .   .    .

کولر روشنه همه یخ کردن.من شر و شر عرق میریزم. همش پیشونیمو پاک میکنم. یه سری برنامه خواستم دانلود کردم بدتر قفل کرد چند ساعتیه سر اعصاب خوردیش هستم.

مثه مورچه م تو شیشه مربا. بعضی وقتا فکر میکنم راه باز شده. میرم اون سمت.باز سرم میخوره به شیشه. ازش بالا میرم میفتم.  دارم خیلی ملایم  مینویسم. اصلا چیزی ام به ذهنم نمیرسه.

مثل حضرت هاجر شدم. از صفا به مروه از مروه به صفا...

خدایا چشمه ی جوشانی براین پریشانی...

 

غر

چندوقتیه احساس میکنم اعضای بدنم مثه گوشت چرخ کرده شده . احساس خوبی ندارم. درد نیست.شبه درده.یه جور خستگی مضاعف. انگار که خوب کار نمیکنن. چشام.سرم. دستم پشت قفسه سینه که میشه ریه م.

  با نزدیک ۱۲۰ کیلو وزن این چیزا بعید نیست. اما این تحلیل رفتن بیشتر منشا روحی داره.

بهترین کلمه برای این روزا احساس از هم گسیختگیه دیگه خستگی جواب نمیده. بیان درد خودش یه نعمته. اما دردم تا یه جایی بیان میشه.

احساس هرچه باداباد هست بطور کامل. احساس ترس هم هست حتی در جزئی ترین موارد. این یکی از مصادیق همون پستیه که گفتم هم کاملا سیاهم و هم کاملا سفید.

اینه اون تعادلی کیه میگفتم. تعادل!!!!

بیش از پیش خستم. چشام باز نمیشه. به هیچ جا نمیشه خزید انگار. .  .

 

بچین بالهایم را

بچین بالهایم را

که انگار این قفس

سر باز شدن ندارد...

بچینشان

که آرزوی پروازم از سر بپرد

چون رایحه ای رها شده در شب...

 

نگرش و روش عرفانی اهل محبت و ولا

با دل و نیت کار کن.دلت را تمیز کن و نیتت را اصلاح و خالص کن. یک شب خوبان خدا را با نیت به خانه ی دلت مهمان کن. اوایل با خواب و خیال و مکاشفه را می رویم و آخر کار از معاینه و یقین سر در می اوریم.

پی بردن و اقرار به ضعف و عجز خود در راه خدا باعث گشایش کارها میشود.

هیچکس جز با شفاعت نجات پیدا نمیکند. هیچکس بابت اعمالش از خداوند طلبی نخواهد داشت که استحقاق بهشت پیدا کند.

مومن حساس است و ترس دارد. اشقیا حساس نیستند و ترس ندارند. از حیوانت هم پست ترند.مومن با ذکر خدا ترس و حساسیتش از بین می رود.الا بذکر الله تطمن القلوب.با یاد خدا دلها آرامش می گیرد. مومن کامل هم مثل اشقیا بی رگ میشود.کسی که در کمال به نهایت برسد از این نظر مثل کسی میشود که در شقاوت به نهایت رسیده است.

امام زمان عج که تشریف میاورند ظالمان را رعب میگیرد. رعب بالاتر از ترس است. رعب که آمد بدن را از کار می اندازد.

یک نفر که راه بیابد و بخواهد با خدا ملاقات کند همه ی خلق حتی کفار را با خودش تا دم در می برد.

امیدوارم چنان حیا داشته باشی که حتی یک پرنده را هم رنجش ندهی و تند راه نروی که پرنده هایی که روی زمین نشسته اند بترسند.

همه ی ملا اعلی و همه ی خوبان خدا عاشق نمازند.وقتی یک جوان در خلوت به نماز می ایستد همه ی آنها به او توجه میکنند.

از سری بیانات مرحوم حاج اسماعیل دولابی کتاب مصباح الهدی تالیف مهدی طیب

لطفا دانلود کنید و انتشار دهید

دانلود نشریه تحریم به مناسبت روز جهانی قدس

تحریم نام نشریه ای دو صفحه ای است که به مناسبت روز جهانی قدس منتشر شده است.این نشریه به وجود کالاهای صهیونیستی در کشور و لزوم تحریم کردن این کالا ها می پردازد.

برای دانلود با حجم ۲ مگابایت اینجا کلیک نمائید.

منبع:انفطار لرستان

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین...

کامنت

یاس زرد عزیز سلام.

نمیتونم کامنت بذارم.اینجا براتون می نویسم .

مشکل همینه. همینه که بیحوصلم. نباید تکرارش کرد خیلی.ولی هستم. حرفاتون پیشنهادتون بفکرم برد

ازین جهت که چقدر خوب بود اگر انجام میدادم. همین که گفتین چه تاثیراتی داشته برای تامل بسه. این که

 بدست اوردین واقعا غبطه خوردنیه.

متاسفانه آدم پشتکار و نظم نیستم. وسطش رها میشه.بارها تمرین کردم چیزای دیگه رو.نذاشتم پشتش.

اما سعی میکنم بطور پراکنده بهش عمل کنم.  حتما اونم تاثیر خودشو میذاره.

از دلسوزی و محبت خواهرانه تون ممنونم.

برام دعا کنین...

این پست محتمل به حذف است

شبست و سکوت است و ماهست و من

شب و گریه و اشک و آهست و من...

آهنگران میخوندش.یه شعر طولانی با اخلاصه که از شنیدنش سیر نمیشی.

اما الان از اشک خبری نیست. اشک هم دردی رو دوا نمیکنه. اینکه نوشتم مبهوت مصیبتی مزمن همین حالتو میگه.درد گنگ و گوش میدم. یاد اون زمان که تازه البوم برکت اومده بود. پر از خاطره ی فراموش نشدنیه.این درد واقعا گنگه. اصلا نمیدونم باید بگم از کجاست. مخلوطی از هیچ و همه ست.

سختی و تالم روحی وقتی سختتر میشه که ندونی آیا اجری هم داره و بجایی میرسه یا نه.

دلم گرفته. انگار این دل نمیخواد از گیر و گرفتگی دربیاد. به هیچی سرگرم نمیشه.

از تو و فاصله با تو    از تو و حضوری دلتنگ

تنها مونده بغضی سنگین     که تو سینه میزنه چنگ

این غم دیگه خونه زاد شده. بنای بیرون کردنشو ندارم.اذیتم میکنه اما عادت کردم بهش.

وقتایی بوده که تو زندگیم حس کردم به شادی مطلق رسیدم. مثه وقتایی که...

اما ناپایدار بوده. بیشتر به علل بیرونی.

اصلا وقتی ادم یه خواب پر اضطراب میبینه روزش خراب میشه.برای من که اینطوریه.

تو ندونستی چه تلخه

خواب ؟ خیال که بدتره. همیشه تو زندگیم کاری رو انجام میدم که از اول فکر تموم شدنشم.از لحظه لذت نمی برم. مثل یه رودخونه ی زلالم که به چاه ریخته میشه.اینجا که قرار نیست یه شخصیت آرمانی رو توصیف کنم. مثه پیرای هفتاد ساله می مونم. چیزی از جوونی درم نیست. جز عشق.

حوصله اصل زندگیه که من ندارمش. نیمه تمومم. مثه کارا و هدفام.

دلم میخواست با نفس حقی دلم تازه شه. اما هرچه گشتم انگار کمتر یافتم.

می ترسم. از ادامه دادن میترسم. از شروع کردن میترسم. از تموم کردن میترسم.

اینارم مینویسم که وقت بگذره و خوابم بیاد.

اصلا رختخوابم دوست ندارم دیگه. عزا میگیرم برای خواب. همش پهلو به پهلو شدن و فکر و خیال.

من فکر میکنم اگر اگر به سن پیری برسم تازه اونموقع احساس جوونی میکنم.اونموقع راهم بازه.

بچه که بودم یه دوای خیلی تلخی رو مجبور بودم بخورم روش سکنجبین میخوردم. کیف داشت اما الان سکنجبینی درکار نیست. شاید من توقعم زیاده. چیز دیگه ای میخوام.چیزی که حتی حوصله م نمیکشه دنبالش برم.

فقط تو یه مورد احساس قدرت و انگیزه ی کافی داشتم. اونم که با بد دلی مردم زمونه شکست.

یادش بخیر.

سخت نمیشه فراموش کرد. اصلا نمیشه فراموش کرد.

با اینکه به مرگ خیلی مشتاقم اما ازشم میترسم. یاد چاله ای که قالب هیکل ادم باشه تو دل بی ثمر خاک

با وجود مار و مورایی که تن ادمو میلرزونن.تنهایی تنگی سکوت.

اره میترسم از مرگم میترسم. از زندگی ام ترسیده م.

ترس از بد شدن حالم یه لحظه ی بعد.

حتی تو ۴ ۵ سالگی ترس داشتم. از خوابام. از اتفاقایی  که میفته. از اینده م. مرگ دوروبریام.کابوس وسواس اونموقع هم بهم رحم نمیکرد.شبا قبل خواب ترسامو دوره میکردم.و ترسی به ترسا اضافه میکردم تا برای فرداشب مرورش کنم.

حالا میفهمم افسرده بودم که گریه میکردم یواشکی.

بچگی چقد اهنگ بسم الله ای روح البقای سراج رو دوست داشتم. پر از شادی میشدم. یا الا یا ایهالساقی آهنگران...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها                  که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها...حسین

دوره ی بعد از کودکی هم ترسای بدتری بود که هرکی ماجرای منو میدونه میدونه.

نوجوونی بسیار تلخ و بدی رو پشت سر گذاشتم. پر از گریه و التماس به خدا که معجزه کنه. پر از ارزوهای محال. پر از ناپختگیهایی که بخاطر تثبیت هویتم مجبور به انجامش بودم.

که البته خدا معجزه کرد. اما نه ازون راهی که سنتهای الهی شکسته بشه. و من امرو زمحصول یه معجزه م.

دوره ی قبل از معجزه زجرآورترین و و حشتناکترین دوره زندگیم بود. همون دوره ای که خداخوابامو پر میکرد از بشارت...

دوره ای که از شدت ضعف بدنی و روحی رو پاهام وایمیسادم زانوام خم میشد. به معنای کامل ثانیه به ثانیه رو میشمردم. تو رختخواب گوشه اتاق. بدون کمترین حرفی.حتی کسی نمیدونست حال من اینهمه بده.

اون روزا به خدا میگفتم خدا اجر دردامو بودن با او قرار بده.اما نشد.

نشد.

من از شادی و ارامش فراری نیستم.

من تشنه ی لحظه های ارامشم. اما انگار دیگه وجودم عادت کرده به...

با اینهمه

پر از احساس نابم. پر از مهربونی ام . پر از لذت از یه وزش نسیمم.زندگیم خالی از خوشی نیست.

پر از...

...عشقم

 

از وبلاگ جمجمه ات را به خدا بسپار

ما

نسل صف کشیدن برای اعتکاف هستیم 

نسل  خیس شدن چشم با اسم حسین

نسل پر کردن خیابان ها با اشارات رهبر

نسل چشم های بارانی از عشق رهبر

نسل خوابیدن با فکر مهدی

نسل انگشت های جوهری از رای

نسل تفکر به وسعت دریای شهید مطهر

ما نسل عشق نسل آفتابیم

و آفتاب هرگز نمیسوزد

یا دمان باشد نسل ما نسل حسین است

و نو ر او هرگز خاموش نمیشود

http://givegodyourskull.blogfa.com/post/3

با نام امام نقی ع لینک کنید

http://comiteeemamzaman.blogfa.com

http://hadinet.ir/emam_naghi

 

به دیگران خبر بدین که لینک کنن. ما شیعه ایم. سینه زن امام حسینیم. گریه کن حضرت زهراییم. نباید یه قدم برداریم؟

جانم فدای امام هادی

یاحق

نمیشه نمیدونم چرا کامنت بذارم. اینجام که نمیتونم کامنتارو بذارم. بالاخره یه سری حرف هست که خصوصیه برای هر وبلاگی.

امروز ظهر رسیدیم خونه.تقریبا تازه سرم خوب شده.نمیدونم دیگه باید با دیسکاوری سفر کنم که انقدر مثه پیرمردا خسته و کلافه نشم. این مدت از لطف ائمه و مخصوصا امام حسین ع و  امام رضا ع سرشار شدیم.

و اما

متاسفانه هنوز با جستجوی نام مبارک امام نقی به انگلیسی و فارسی تو گوگل با وقاحت یه عده حرومزاده روبرو میشیم. خدا اگر هدایت نمیشن از رو زمین برشون داره که آبروی شیعه رو به مسخره گرفتن.

خدا به تمسخر میگیردشون.

الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون

کر و کور و گنگند

صم بکم عمی فهم لا یعقلون

مهر خورده بر قلبهاشون و ...

ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم

هرکس اینجا رو میخونه حداقل کاری که میتونه بکنه جستجوی نام امام نقی ست و رفتن به لینکهای مذهبی.لطفا رو اون لینکهای کثیف کلیک نکنین.که باز رتبه شون بیاد بالا.

به جنبش های  سایبری مبارزه با هتاکین بپیوندین و با گذاشتن مطلب و برچسب عناوینی که جستجو میکنن رتبه شونو بیارین پایین.نذارین با سرچ نام امام هادی این تصاویر و توهینهایی که لایق خودشونه بالا بیاد.

اینم برچسبها:

imam naghi (23)  emam naghi (16)  امام هادی (15)  امام نقی (13)  امام دهم (12)  imam hadi (7)  متن ترانه شاهین نجفی (4)  کمپین یادآوری امام نقی ع به شیعیان (2)  پوستر عکس تصویر کمپین امام نقی (2)  emam naghi1 (2)  کمپین یادآوری امام نقی ع به شیعیان1 (2)  imam naghi emam naghi imam hadi emam hadi (2)  متن ترانه شاهین نجفی درباره امام نقی (2)  دانلود پوستر آهنگ شاهین نجفی (2)  حکم ارتداد شاهین نجفی درمورد امام نقی (1)  حکم ارتداد شاهین نجفی درمورد امام نقی1 (1)  شاهین نجفی متن ترانه (1)  imam hadiشاهین نجفی (1)  امام نقی1 (1)  ترانه توهین به امام نقی (1)  

فقط اعداد روبروی عبارتها رو تغییر بدین که تکراری نشه که گوگل به تکرار حساسه ممکنه خدایی نکرده تلاشتون بی نتیجه بشه.

"إن‌ّ الّذین ارتدّوا علی‌َ أدبَرهم مِّن بعد ما تبیّن لهم الهدی الشّیطَن سوّل لهم و أملی‌َ لهم‌; (محمّد، 25)

كسانى كه بعد از روشن شدن هدايت‏براى آنها، پشت‏به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است!

خدایا ما را بعد از آنکه هدایت فرمودی گمراه نفرما...

امير مومنان علي عليه السلام مي فرمايند:

 « کمترین حق خدا بر عهده شما اين که از نعمت هاي الهي در گناهان ياري نگيريد».

نهج البلاغه، خطبه ۳۳۰

باور کنین نمیشه کامنت گذاشت

از لحظه هام بیرون نمیری. پرم از تو. اگه خیال کردی بری فراموشت میکنم.اگه خیال کردی بگذره فراموش میشی.کمرنگ میشی اشتباه کردی. "تو هم تنها شدی اما           کجا حالت مثه من بود..."

من با ادمای دیگه فرقای فاحش دارم. جور دیگه م. فکر کنم خودتم فهمیده بودی. دنیامو فکرامو تو کس دیگه ای ندیدم. همینه علت حس تنهایی  عمیقی که دارم. اما تو برای این تنهایی خوب بودی. خلوتمو بهم نمیزدی. الان همه ی نگاها برام سرد و بی نوره. نور و گرمای نگاه منم به باد دادی. خودمم شدم دیوار.

تو نمی فهمی حرفامو. تو نه.هیچکس. نمیفهمه حرفامو.تو اگر میخواستی میتونستی این دردا رو ترجمه کنی. اما از خوندنم خسته شدی. کنار کشیدی. یه دفعه با چند تا حرف و تهدید پا بیرون کشیدی از عشقی که با زجر و اشک و صبر پرورده شده بود.

 خواب دیدم:

 خواب دیدم: مرحوم حاج اسماعیل دولابی صدام کرد گفت بیا پسرم. منم رفتم جلو نخودچی وو کشمش و تنقلات و ۳ تا توت فرنگی خیلی خوشگل تو دستش بود. ریخت کف دستم.معلوم شد که توت فرنگیا توت فرنگیای شهادته منم بسرعت هرسه تاشو خوردم.خیلی شیرین و خوشمزه بود.

حالا نمیدونم اضغاث احلام بود یا...

ادامه نوشته

هستیم.نفس میکشیم.آرزوهای بر لب ماسیده مونو قورت میدیم.فکر می کنیم.خواب می بینیم.زندگی زیباست.واقعا این غم زیباست.فکر گناهای ریز و درشت خاطرمو پریشون میکنه. خدا کریمه اما با دل امامم چه کنم. غروبا کارنامه ی اعمال بی روح و بی نورمو میدن دست آقا. فقط خجالت. شرمندگی.زار زدن.

و هل یرحم العبد الا المولی...

نمیدونستم آقا آذربایجان رفتن بعد زلزله.خیلی خوشحال شدم.داشتم عکسای زلزله رو می دیدم. خیلی دلخراش بود. بجز دوتا دیگه بقیشو سیو نکردم. خدا انشاله مقام و اجرشونو بالا ببره. خیلی سخته ادم ببینه بچه هاش که تا دیروز تو خونه باهم شاد بودن و بازی میکردن حالا صورتشون پرخاکه و چشماشون جون نداره.اصلا غیر قابل تصوره.ولی از بعضیا تعجب میکنم که مثلا اسم خودشونو گذاشتن وبلاگ مذهبی.بعد نوشتن خدایا ارام تر.این مردم به تلنگری کاخ ارزوهایشان ویران میشد. زلزله چرا و...

این حرفا هرچند برای همدلیه اما حکمت خدا این بوده که کاخ ارزوهای کسی رو ویران کنه؟اینه ایمانی که تو ماه رمضون تازش کردیم؟ این تسلیم امر خدا بودن؟راضی به رضای خدا بودن؟

ای بنده چی شده که مهربانتر از خدا به بندگانش شدی.چی شده انسان نادون که اتمی از علم الهی نمیدونه اینطور راه خدایی رو به خدا نشون میده. چی شد ای انسان دعاهای ماه رمضونت اقرار به جهلت اعتراف به هیچ بودنت در مقابل حق.

چرا ما ادما فقط ادعا داریم

دل من

دل من

تنگ باش

بگیر

خون شو

بشکاف

بسوز

بمیر

او

نمی آید...

وقتی تو نیستی

وقتی تو نیستی که به خوابم بری مرا

ناچار ترازودون و لورازپام میخورم

آبم دریغ میکنی از چشمه ی حیات

خون از لب  شکسته ی هر جام میخورم

توازن

به توازن رسیدم.نه ازون جهت که خاکستری باشم. به این خاطر که هم خیلی سیاه و هم خیلی سفیدم.

سیاه و سفید بمعنی خوب و بد نیست.

بی شانگی

بی شانگی هایم را

به حساب بی دست و پایی ام می گذاری

و خوب هم میدانی

که سر من

تنها میان شانه های تو آرام میگرفت...

1

آقا جان نیا

در شهر شبزدگان

بی خورشیدی عادت مردمانست

مردمی که خو کرده اند

به شب تابهای کوچک میرا

و فتیله های ته کشیده ی چراغهای مرده

خورشید نمیخواهند این مردمان بد به ماه گفته

وقتی که تب میگیردشان*

 

مردمی که حیاط ندارند

حوض ندارند

ماهی ندارند

ماه ندارند

خورشید به چه کارشان می آید

نورشان به چه کار

که خوابزدگان را نور، کوس رسواییست

بگذار باران نبارد

ما به خشکی

بیحاصلی

و قحطی خو کرده ایم

ما این گمراهی را دوست داریم

به این زندگی ضیق دل بسته ایم

ما جانمان را سخت چسبیده ایم

آمدنت بستر آرزوهایمان را طوفانی میکند

از ما خون نخواه

رنج نخواه

سرباز نخواه

ما خسته ی جنگ ناکرده ایم

ما از خدمت سربازی جسته ایم

ما را چه به رنج

چه به انتظار

ما خو کرده ایم به ریختن خون خورشیدها

و نطق قرآنها بر سر نیزه ها

خطابه های آتشین دیگر جانمان را نمیسوزد

دیگر محرم این راز نیستیم

با شهابمان نشانه میکنند آسمانیان

اکنون دیگر مجال آسودگیست

وقت خفتن است

لحافی از بیخبری بیاورید

میخواهیم کمی هم بخوابیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم...

سهراب