کولر روشنه همه یخ کردن.من شر و شر عرق میریزم. همش پیشونیمو پاک میکنم. یه سری برنامه خواستم دانلود کردم بدتر قفل کرد چند ساعتیه سر اعصاب خوردیش هستم.

مثه مورچه م تو شیشه مربا. بعضی وقتا فکر میکنم راه باز شده. میرم اون سمت.باز سرم میخوره به شیشه. ازش بالا میرم میفتم.  دارم خیلی ملایم  مینویسم. اصلا چیزی ام به ذهنم نمیرسه.

مثل حضرت هاجر شدم. از صفا به مروه از مروه به صفا...

خدایا چشمه ی جوشانی براین پریشانی...