نسیم معطر شب،

میان پیراهنم می دود

و رهایم میکند چون درخت لخت دوردستی بکر

شاخ برآورده در طلب

سمت آسمان

راستی چیست این که من

پی اش پریشانم

و ماسوا

انگشت اشاره به اویند