ترانه ی دل درد
قلبم اگه عمل بخواد
از خستگی مفرطه
از بس به عشق کسی زد
که سنگدلیش حقیقته
این دل دربدر شده
داغون درد و حفره نیست
مریض عشق یاره و
براش بجز تو چاره نیست
حفره چیه چاه بگو
یه چاه پر از بارون اشک
زخمای عاشق از یه ور
از یه طرف زرشک و کشک
آدما بی وفان خدا
کوچیکتر از عشق منن
با اینکه همیشه دم از
محبت و عشق میزنن
قلبمو پرتاب میکنم
به آسمون پسش نده
این دل دیوونه ی من
پریدنو خوب بلده...
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۷:۹ ب.ظ توسط مهاجر
|
اگر خونِ دل بود ما خورده ایم...