شب چشمانت بخیر باد

شهرآشوب وحشی شورآفرینم

ستارگان اشک مرا

آسمان سپید سینه ی تو ماوا نبود

بار بر میگیرم و به طوفان میزنم

که دستان نازپرورد تو

برای بینهایت زخمهای قلبم

بسی اندک بودند...