گندمزار روشن اشتیاق من
گندمزار روشن اشتیاق من
جان منی و از آن من نیستی
چشمان خمود مرا به زیر سایه ی زرین مژگان خویش خواب کن
که عمریست قرین بی تابی ام...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۶ ق.ظ توسط مهاجر
|
گندمزار روشن اشتیاق من
جان منی و از آن من نیستی
چشمان خمود مرا به زیر سایه ی زرین مژگان خویش خواب کن
که عمریست قرین بی تابی ام...
اگر خونِ دل بود ما خورده ایم...