هرکس از دشت پر سخاوت قلبم گذشت

چمنزاران روشنش را به زیر گامهای ستم گرفت

و لاله های شبنم زده اش را خون جگر کرد

اکنون چه مانده زان دشت بالنده

جز زمینی بی جان و آسمانی غمین...