رهگذر
دست هر رهگذر دشنه ایست
آغشته به شرنگ طعن
هوای دلها سربیست
و باران چشمها اسیدی
کسی واژگان خونین قلبت را نخواهد سرود
و دستی
ابرهای مکدر خاطرت را نخواهد زدود...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۳۷ ب.ظ توسط مهاجر
|
اگر خونِ دل بود ما خورده ایم...