میانه ی کدام شام تار من

رخت سپید بختی بر تنت درخشید

در سکوت کدام بغض پژمرده ی من

لبانت از شادی شکفت

در غربت کدام ناله ی من

مستی آهت در آغوش غریبه جام لذت را لبریز کرد...