دانلود تصنیف "دلستان" با صدای استاد افتخاری . آهنگساز همایون شجریان
این آهنگ برمیگرده به چندین سال پیش اون روزا میخواستم ازت جدا بشم. چون خودم سردرگم بودم و نمیتونستم برای خودمون عاقبتی ببینم.چقدر با این آهنگ گریه میکردم. با آه ای صبای افتخاری(آهنگ خانه بر دوش آلبوم هنگامه)...شب و روزم گریه بود. تا اینکه خودت گفتی میخوای بمونی و باشی تا ببینی به کجا میرسیم.
این آهنگ دیوونم میکرد. همینطور که الان بعد سالها دیوونم کرد.
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود...
بیت بیت این شعر تو توجودم ثبت شده. انگار که خودم گفتمش. خودم آهنگشو ساختم.دنیاس
با اینهمه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود
باز آی و برچشمم نشین ای دلفریب نازنین کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود
بر آسمانم می رود...
راحت نمیشه گریه کرد هنوز همه بیدارن. دچار حالت حزن شدم. حزن حالت اوج غم و اندوهه که دیگه آدم نمیتونه اشک بریزه. فقط باد میکنه میشینه یه گوشه. زل میزنه به دیوار. دیگه حوصله ی حرف زدنم نداره.
آخ او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان...........
باز آی و بر چشمم نشین......
خدایا من چه گناهی دارم که نباید اون دست مهربون اون حرفای شیرین اون چشما و نگاهای دلجو اون وجود عزیزی که تمام مهر و محبتم جلبشه با من باشه.
خدایا حتی خودش نفهمید با دل من چه کرد. همش به خودش گفت یه آدم. حتی گاهی خودشو پایین اورد که چرا من باید عاشقش باشم.من نمیدونم چرا ولی اون روح و جسم اون وجود فرشته ی خوابهای من شده. هرلحظه م باهاش عجین شده. دیگه نمیفهمم لذت میبرم یا عذاب میکشم. فقط میدونم باهاشم. و هر تلنگری منقلبم میکنه.
با اینهمه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او...
خدایا تنها تنها تنها تو میدونی من چی میکشم. تنها جلوه ی آسمونت بیاد عظمتت میتونه آرومم کنه.
خدایا نذار بیحاصل باشه. خدایا کمک کن.آرام جانم می رود..........
گر بر کویش برسی برسان این پیام مرا من ندارم دیگر تاب این شبهای سرد و خاموش
هرگز هرگز باور نکنم عهد و پیمان ما شد فراموش...
شبها مرغ لب بسته منم دلشکسته منم تا سحر بیدارم سر به زانو دارم برنخیزد از من های و هویی......
کاش یه نسیم بیاد منو ببره ازین دنیا. هم بی طاقت نسیمای الهام گرم هم دیگه طاقت دنیا رو ندارم.
طاق شده طاقتم. تو رودخونه ی زندگی چنگ انداختم به صخره ها چنگم خسته شد دلم پوسید عمرم رفت انتظارم سرنیومد. خدایا من به اونچه که داری محتاج و مشتاقم. بیا و یه بار بخاطر من قانون و تقدیرتو عوض کن. بگیر این دست منو که افتاد.منتظر طلب من نباش. من دیگه جون طلب ندارم. تو قدرتی تو خدایی تو برتری.
خدایا خدایا خدایا...
من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود
بر استخوانم می رود........